حكيم ابوالقاسم فردوسى

1051

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بپيش سپه در طلايه منم * جهانجوى و در قلب مايه منم نگهبان پيل و سپاه و بنه * گهى بر ميان گاه بر ميمنه به خشكى روم گر بدرياى آب * نجويم برزم اندر آرام و خواب مناديگرى نام او رشنواد * گرفت آن سخنهاى كسرى به ياد بيامد دوان گرد لشكر بگشت * بهر خيمه و خرگهى بر گذشت خروشيد كاى بىكرانه سپاه * چنينست فرمان بيدار شاه كه گر جز بداد و به مهر و خرد * كسى سوى خاك سيه بنگرد بران تيره خاكش بريزند خون * چو آيد ز فرمان يزدان برون ببانگ منادى نشد شاه رام * بروز سپيد و شب تيره فام همى گرد لشكر بگشتى به راه * همى داشتى نيك و بد را نگاه ز كار جهان آگهى داشتى * بد و نيك را خوار نگذاشتى ز لشكر كسى كو به مردى به راه * ورا دخمه كردى بران جايگاه اگر باز ماندى ازو سيم و زر * كلاه و كمان و كمند و كمر بد و نيك با مرده بودى به خاك * نبودى به از مردم اندر مغاك جهانى به دو مانده اندر شگفت * كه نوشين روان آن بزرگى گرفت بهر جايگاهى كه جنگ آمدى * ورا راى و هوش و درنگ آمدى فرستاده‌اى خواستى راستگوى * كه رفتى بر دشمن چاره جوى اگر يافتندى سوى داد راه * نكردى ستم خود خردمند شاه اگر جنگ جستى بجنگ آمدى * بخشم دلاور نهنگ آمدى بتاراج دادى همه بوم و رست * جهان را بداد و بشمشير جست بكردار خورشيد بد راى شاه * كه بر ترّ و خشكى بتابد به راه ندارد ز كس روشنايى دريغ * چو بگذارد از چرخ گردنده ميغ همش خاك و هم ريگ و هم رنگ و بوى * همش در خوشاب و هم آب جوى فروغ و بلندى نبودش ز كس * دلافروز و بخشنده او بود و بس شهنشاه را مايه اين بود و فر * جهان را همى داشت در زير پر ورا جنگ و بخشش چو بازى بدى * ازيرا چنان بىنيازى بدى اگر شير و پيل آمدنديش پيش * نه برداشتى جنگ يك روز بيش سپاهى كه با خود و خفتان جنگ * بپيش سپاه آمدى بىدرنگ اگر كشته بودى و گر بسته زار * بزندان پيروزگر شهريار [ دژها گرفتن نوشين روان در بوم روم ] چنين تا بيامد بران شارستان * كه شوراب بد نام آن كارستان بر آورده‌اى ديد سر بر هوا * پر از مردم و ساز جنگ و نوا ز خارا پى افگنده در قعر آب * كشيده سر باره اندر سحاب بگرد حصار اندر آمد سپاه * نديدند جايى بدرگاه راه برو ساخت از چار سو منجنيق * بپاى آمد آن بارهء جاثليق بر آمد ز هر سوى دز رستخيز * نديدند جايى گذار و گريز چو خورشيد تابان ز گنبد بگشت * شد آن بارهء دز بكردار دشت خروش سواران و گرد سپاه * ابا دود و آتش بر آمد به ماه